سفارش تبلیغ
صبا ویژن


 RSS  | Atom  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسی بلاگ|مجموع بازدیدها: 46480 | بازدیدهای امروز: 23| بازدیدهای دیروز: 11
درباره خودم
لوگوی وبلاگ
پیوندهای روزانه
مطالب قبلی
لینک های دوستان
لوگوی دوستان



















اشتراک
 
موسیقی وبلاگ

یاهو


سلام

نمی دانم امشب چرا دوباره پس از مدتها دوباره امده ام تا اینجا بنویسم ولی قبلا هم گفته ام گاهی اگر انسان ننویسد می میرد

این روزها دوباره فضای کشور بوی انتخابات گرفته تا بوی تعفن سیاست سخت مشام اخلاق را بیازارد. خسته ام از سیاست سخت خسته .

این هفته پس از ماهها دوباره توفیقی حاصل شد تا گمنامان شهیر ملکوت در کهف الشهدا را زیارتی کنم

چقدر این فضا روح میدهد به انسان ، چقدر می تواند انسان را تا یک هفته انسان را سرزنده کند .

انان که نچشیده اند چه می دانند که در اینجا چه نهفته دلم سخت هوای تنفس هوای غار کوچک شهدا کرده است .

کاش می توانستم و توانی و همتی بود تا دوباره مرغ زندانی روح بال و پر بگیرد و برای پریدن پر پرواز بگیرد .

دلم سخت کربلا می خواهد و سخت تر مدینه . خسته ام از این همه غفلت که به ان دچار شده ایم . مرغ جانم جرعه ای اخلاق می خواهد

پیاله ای از روشنای افتاب اهل بیت این جان خسته را نوازش می کند و پس فردا جمعه است و شاید ....

میخواهم برای اقایم بنویسم ، شاید او این گرفتگی را به این دل هدیه کرده تا چند جمله ای را پس از ماهها و شاید هم سالها برایش

درد دل  بنویسم ....

مولای خوب من ، فردا پنج شنبه است و فردایش جمعه و کاش بیائید شما .

مولای غریب من ، برایمان دعا کن ، دردهایمان را چاره باش ،‌ برای بی کسیمان ،‌ برای بودنمان ،‌بدون تو ،‌ برای تنفسمان در فضای الوده غفلت

برای انچه که خود می دانیم و فراموش کرده ایم که شما نیز میدانید ، برای همه و همه دعا کن و چاره اندیش باش

مولای مهربان من ،‌ دلم به حال خودم می سوزد ،‌ به حال تنهائیم در حضور شما ،‌ به حال انچه می خواهم به شما بگویم و زبانم یاری نمیکند

بحال انجه که در ان فرو رفته ام ، برای اشکهایی که سخت بهانه جاری شدن گرفته و گویی شما اذن ان را صادر نکرده اید ،‌اری میدانم که من 

لایق این همه ندیده اید ،‌اما دلم را که می خوانید ...

مولایم ،‌ دوستی برایم نوشت که معلمم به خط فاصله می گفت خط تیره ،‌ می دانست که فاصله چه به روز ادم می اورد ،‌برای انچه که از

فاصله با شما نصیبمان شده دعایمان کن ، به خاطر خدا ،‌ بخاطر انچه که می دانی و میدانیم و هیچ کس نمی داند ،‌دعا گویمان باش در

پیشگاه داننده اگاه و ضامنمان باش بر سلامت نفسفان و روحمان تا همیشه عاشق شما بمانیم نه به زبان که در عمل و میدانم خسته

هستید از حرفهای بی عملمان و دعاهایی که برایمان کرده اید .

مولا قلبم امشب تند می زند ،‌عزیز قلبهای شیعه ، دردهایمان را تنها تو چاره ای و چاره بدیهایمان تنها شما هستید شاید شمشیرتان و

شاید هم کلامتان ، برای چاره ما نه ، اما بخاطر دل تنگی خود در انتقام داغ مادرت بیا بیا بییییییییییا.




          (چهارشنبه 90/8/4 :: ساعت 11:59 عصر)


لیست کل یادداشت های این وبلاگ